شمارهٔ ۲۰ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
هزار شکوه، گر از یار بوده است مرا
به او چه زهره اظهار بوده است مرا
کسی به صد هنرم کرده رد، که تا امروز
به کل عیب، خریدار بوده است مرا
مرنج، چشم اگر از تو بر نمی دارم
که آرزوی تو بسیار بوده است مرا
به داغهای تو اکنون خوشم به نومیدی
که پیش ازین گله ز آزار بوده است مرا
کنون ز بهر تو صد ناخوش از کسی شنوم
که از خوشامد او عار بوده است مرا
چو بی توام اجل آسوده ساخت، دانستم
که دوری تو چه دشوار بوده است مرا
فتاد با تو سر و کار میلی و دانست
که با چه سنگدلی کار بوده است مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از فردی است که به شدت از معشوق خود دلتنگ و نگران است. او به طور مکرر از احساسات و مشکلاتی که ناشی از دوری یار است، سخن میگوید. شاعر به این نکته اشاره میکند که علیرغم تمام رنجها و عذابی که از عشق کشیده، به نوعی با این دردها آشنا شده و به زندگی ادامه میدهد. او همچنین احساس میکند که ابراز محبتی که به یار دارد، ممکن است نادیده گرفته شود و این موضوع برایش دردناک است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که دوری یار، زجرآور و سخت است و همواره میل به وصال در دلش جا دارد.