شمارهٔ ۲۲ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
رخش توفان حسن و آفت دوران در او پیدا
دلم یک قطره خون در عشق و صد توفان در او پیدا
قدش نورسته چون سرو و صنوبر، بار او پیکان
دلم بار صنوبر، زخم صد پیکان در او پیدا
مکن ای دزدِ دلها پیش مردم شانه کاکل را
که ناگه میشود دلهای سرگردان در او پیدا
به جان یاد تو، زخم زلف بر هم در زند غم را
به دل داغ تو، در دل لذت درمان در او پیدا
به رحمت نامزد شد حشرگاه کشتگان تو
عجب دارم که گردد نامه عصیان در او پیدا
به بزم وصل او سوزم ز رشک غیر و از غیرت
کنم ذوقی که باشد این غم پنهان در او پیدا
بر آن آیینه رو نیست خال عنبرین میلی
که شد عکس سواد دیده گریان در او پیدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و احساسات عمیق شاعر میپردازد. شاعر با اشاره به توفان و زخمهای ناشی از عشق، از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید. او معشوقی را توصیف میکند که زیباییاش مانند درختان سرو و صنوبر است، ولی زخمهایی از تیر دردناک عشق را بر دل او باقی گذاشته است. همچنین، شاعر از ترس و نگرانیاش در مورد احساساتش نسبت به دیگران و دلهای سرگردان حرف میزند. در نهایت، او به تأمل در دردها و لذتها و عمق احساسات خود در مقابل زیبایی و غیرت معشوق میپردازد و اشاره میکند که تصویری از غم و اندوه در دلش نقش بسته است.