شمارهٔ ۱۷ میلی
میلی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
به غضب تلخ مکن عیش من مسکین را
سخن تلخ میاموز، لب شیرین را
بر زبان آر گناهی که نداریم و به ما
کینه اندوز مکن خاطر مهر آیین را
خون ما بر تو حلال است، بکش تیغ و بریز
باری از کینه تهی ساز دل پرکین را
دل ز دستم صنمی برد و چنین در پی او
که منم، بر سر دل می نهم آخر دین را
هیچ از خانه دل می ننهد پای برون
طفل شوخی ز که آموخته این تمکین را؟
خشم و بیداد ترا لطف نهان نام کنم
به فریب از تو کنم شاد، دل غمگین را
شاید این طرفه غزل واسطه گردد میلی
که به خاطر گذری شاه جمال الدین را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره درد و رنج شاعر ناشی از سختیها و کینههایی است که دیگران ممکن است نسبت به او داشته باشند. شاعر از دیگران میخواهد که با زبان شیرین صحبت کنند و از تلخی و کینه دوری جویند. او در عین حال خود را قربانی عشق و دلباختگی میداند و میگوید که خونش بر کسی حلال است، از آنرو هیچ کینهای در دل ندارد. شاعر به معشوق خود اشاره میکند و از او میخواهد که با لطافت و محبت برخورد کند و به جای خشم و بیداد، دلی شاد و بدون کینه بسازد. در پایان، او امید دارد که شعرش موجب ایجاد رابطهای عاشقانه و انتقال احساساتش به معشوق شود.