شمارهٔ ۳۸ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز من جدایی آن گلعذار نزدیک است
خجالت دل امیدوار نزدیک است
دلم ز وصل تسلی نمیشود امروز
اگر غلط نکنم، هجر یار نزدیک است
ز من گذشته و از جذبه محبت من
عنان کشیدن آن شهسوار نزدیک است
زمان زمان شود افزون امید آمدنش
اگرچه مردنم از انتظار نزدیک است
ز تاب باده چو ساغر به روی غیر مخند
که باز گریه بی اختیار نزدیک است
به وقت مردن ازان دست و پا زند میلی
که بحر زندگیاش را کنار نزدیک است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به احساسات عمیق جدایی و انتظار از یار میپردازد. او از نزدیک بودن جدایی و خجالت دل امیدوار سخن میگوید و بیان میکند که امروز دلش از وصال آرامش نمیگیرد. شاعر احساس میکند که انتظار یار به مرگ نزدیک شده و از جذبه عشقش فاصله گرفته است. او به ناامیدیاش اشاره میکند و میگوید که با نزدیک شدن مرگ، حس میکند زندگیاش در حال پایان است. مفهوم کلی اشعار، حسرت و ناامیدی ناشی از جدایی و انتظار است.