نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تیر غمت که در دل صید زبون شکست

از بی‌قراری دل ما در درون شکست

در هر نفس فزون شودم آتش درون

از بس که خار غم به دل گرمخون شکست

دیوانه‌وار ماه نو از فکر ابرویت

جیب آن چنان درید که طوق جنون شکست

نگذشت اگر زسلسه زلف او صبا

دیوانه از کجا شد و زنجیر چون شکست؟

چندان به ساغر دل ما دُردِ دَرد بود

کش ساقی زمانه ز بهر شگون شکست

افشرد دست هجر چنانم، که چون انار

از طرف صد آبله‌ام در درون شکست

میلی، دلم شکسته و خونابه می‌رود

چون شیشه‌ای که پر ز می لاله‌گون شکست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنج عاطفی ناشی از عشق و فراق سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که تیر غم به قلبش اصابت کرده و این درد درونی او را به شدت آزار می‌دهد. هر لحظه آتش درونش بیشتر می‌شود و غم او را خراشیده و رنجور می‌کند. شاعر به تصویر ذهنی خود از عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که فکر محبوبش او را دیوانه کرده است. همچنین، به شکست زنجیر عشق و رهایی از آن اشاره می‌کند. احساساتی از جدایی و هجران به وضوح در شعر مشخص است و او را مانند اناری که پوستش شکسته، توصیف می‌کند. سرانجام، او به حالتی می‌رسد که میل و آرزویش دچار شکسته شدن است و مانند شیشه‌ای که پر از مایعات است، احساس شکنندگی و زوال دارد.