شمارهٔ ۵۱ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
غافل به من رسید و وفا را بهانه ساخت
افکند سر به پیش و حیا را بهانه ساخت
تا از جفای او نرهم، خون من نریخت
بیرحم، ترس روز جزا را بهانه ساخت
از بزم تا ز آمدن من برون رود
برخاست گرم و دادن جا را بهانه ساخت
میخواست عمرها که شود مهربان غیر
نامهربان، ستیزه ما را بهانه ساخت
میلی، ترا ز ننگ نیاورد در کمند
کوتاهی کمند بلا را بهانه ساخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خیانت و بیوفایی معشوق گلایه میکند. او به این موضوع اشاره دارد که معشوق به ظاهر از سر حیا و ترس از عواقب اعمالش، بهانههایی میسازد تا از مسئولیتها فرار کند. شاعر همچنین بیان میکند که معشوق علیرغم تمایل به مهربانی، همیشه بهانههای ستیزهجویانهای برای دوری از این مهربانی میآورد و در نتیجه، هیچگاه نمیتواند از مشکلات و سختیها رهایی یابد.