نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴ میلی

میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بس که پیشت عاشق از جام حجاب از دست رفت

هرچه پرسیدی، به هنگام جواب از دست رفت

ای خوش آن شبها درین اندیشه، کش بینم به خواب

در دلم می‌گشت، تا هنگام خواب از دست رفت

دل چنان پا مال شد از دستبرد قهر یار

کان ز پا افتاده، از نام عتاب از دست رفت

دوش ازو مّی خواستم، برتافت رو پیش رقیب

آبروی من به یک جام شراب از دست رفت

وقت پیری از ره میخانه میلی پا بکش

گوشه‌ای بنشین، که ایّام شباب از دست رفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و حسرت است. شاعر از عشق خود و فراق معشوق می‌گوید و اینکه چگونه لحظات شیرین و خواب‌های زیبا به خاطر غم و قهر محبوبش از دست رفته‌اند. او همچنین به تأثیر گذشت زمان و از بین رفتن جوانی و شادابی‌اش اشاره می‌کند و توصیه می‌کند که در پیری، به یاد ایام جوانی بنشیند و از آن لذت ببرد. در نهایت، حسرت و اندوه عمیق بودن در دل شاعر واضح است.