نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در کعبتین عشق تو نقش مراد نیست

وز ششدر غم تو امید گشاد نیست

در دشت شوق بس که به سر بردم، آن چنان

گم گشت نام من که مرا هم به یاد نیست

دادیم جان و دل ز خم زلف او نرست

مردیم و کار بسته ما را گشاد نیست

از بس که نم گرفت زمین زآب دیده‌ام

در وادی بلا اثر از گردباد نیست

میلی به نامرادی عشق تو جان سپرد

گویا به باغ عشق، نهال مراد نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و غم ناشی از آن است. شاعر بیان می‌کند که در عشق معشوق، آرزوها و آمال نتوانسته‌اند برآورده شوند و در دسترسی به عشق، نام و نشانی از خود باقی نمانده است. او از درد و رنجی که از فقدان عشق می‌کشد صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که حتی پس از فدا کردن جان و دل، مشکلش حل نشده و همچنان دچار غم و اندوه است. در نهایت، به این نتیجه می‌رسد که در باغ عشق، خوشبختی و خواسته‌های او وجود ندارد.