نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳ میلی

میلی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

وه که بر هر سر ره بی‌سر و پایی دگر است

بس که هر لحظه گذار تو به‌جایی دگر است

حال خود چون به تو اظهار کنم در مستی؟

که ز هر جام، ترا شرم و حیایی دگر است

دل بیچاره‌ام از آرزوی بالایش

در بلایی‌ست که هر چاره بلایی دگر است

بعد صد وعده خلافی، بنگر سادگی‌ام

که ز هر وعده مرا چشم وفایی دگر است

دل چرا بر سر کویش نگشاید امروز؟

یار هرجایی ما گر نه به جایی دگر است

چون کشی تیغ جفا بر سر میلی، دگری

کاش دست تو نگیرد، که جفایی دگر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد ناپایداری و تغییرات مداوم احساسات و وضعیت‌هاست. شاعر به توصیف حال و احوال خود می‌پردازد و بیان می‌کند که در هر لحظه ممکن است به جای دیگری برود و احساساتش تغییر کند. او از آرزوها و عشق خود صحبت می‌کند و به ناامیدی‌هایش اشاره می‌کند که هر وعده عشق برایش تنها به دلخوری منجر شده است. شاعر همچنین از سرگردانی دل خود و عدم توانایی در ادامه‌دار کردن احساساتش در برابر یار سخن می‌گوید و دعا می‌کند که درد جفا به او نرسد. به طور کلی، شعر نشان‌دهنده تنهایی، دلتنگی و بلاتکلیفی در روابط عاطفی است.