نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ میلی

میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می دهد ساقی می نابی که می سوزد مرا

می زند بر آتشم آبی که می سوزد مرا

می رود آن مست، هشیارانه از پیشم، ولی

نخل قدش می خورد تابی که می سوزد مرا

تا ز من افسانه غم نشنود شبهای وصل

می شود از حیله در خوابی که می سوزد مرا

تا خجل از تنگدستی سازدم در بزم خویش

می نماید غیر، اسبابی که می سوزد مرا

باز چون میلی درین افسردگیها دیده ام

روی خورشید جهانتابی که می سوزد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات شدید و متناقض خود صحبت می‌کند. او از ساقی می‌خواهد که شراب ناب به او بدهد، اما در عین حال از عذاب و سوزش درونش نیز می‌گوید. این عذاب ناشی از جدایی و غم عشق است. ساقی و زیبایی‌هایش به نوعی باعث تشدید این احساسات می‌شود. او به یاد مستی‌های گذشته و شب‌های وصال می‌افتد و بیان می‌کند که با وجود تنگدستی و مشکلات، آرزو و آرمان‌هایش زنده‌اند. در نهایت، شاعر به نور خورشید و امیدها اشاره می‌کند که همچنان در دلش می‌سوزند.