نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عشق تو برد هوش من غم فزوده را

نتوان چشید داروی ناآزموده را

صد حرف گفته ای به من از خویش زان دهان

باور نمی کنم سخنان شنوده را

در خاک هم ز حیرت رویت، شهید عشق

بر هم نمی زند مژه ناغنوده را

صد بار بی گنه دلم آزرده و هنوز

از دل برون نکرده گناه نبوده را

تا یک سخن کشم ز تو از ماجرای غیر

گویم به حیله صد سخن ناشنوده را

میلی چه غم ز سرزنش خلق وطعن غیر

بی ننگ و نام رند به عالم نبوده را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حکایت از عشق عمیق و پیچیدگی احساسات شاعر دارد. شاعر از شدت عشق و دلبستگی‌اش می‌گوید که عقلش را از دست داده و غم‌هایش بیشتر شده است. او معتقد است که نمی‌تواند به سخنان محبت‌آمیز معشوق اعتماد کند و در عین حال از درد و رنج‌های خود می‌گوید. عشق او به قدری عمیق است که حتی در مرگ هم نمی‌تواند فراموشش کند. شاعر به نوعی از قضاوت‌های دیگران و محنت‌های این دنیا بی‌اعتناست و خود را آزاد از قید و بندهای اجتماعی می‌داند. شعر در نهایت به نمایش احساسات عاشقانه و درونی‌ترین چالش‌های عاشقانه می‌پردازد.