شمارهٔ ۷۵ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پروانه گر ز خلق نهان درد و داغ داشت
دست زمانه عاقبتش بر چراغ داشت
اظهار سرّ خویش مگر کردهای به غیر
کامروز پیشتر ز تو آهنگ باغ داشت
شب در گرفت پنبه داغ دلم ز آه
بیمار عشق بر سر بالین چراغ داشت
بر جستوجوی من ز چه رو خنده زد رقیب
آن مست را اگرنه به جایی سراغ داشت
میلی ز بوی مشک، شب از هوش رفته بود
سودای زلف یار مگر در دماغ داشت؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان درد و رنج خود از عشق و جدایی میپردازد. پروانهای که به خاطر عشقش در خاموشی و پنهانکاری گرفتار است و در زمانه، سرانجام به چراغی اشاره دارد که نورش به دردهای او افزوده. شاعر میپرسد که آیا کسی غیر از او به بیان احساساتش پرداخته است. همچنین، شب و درد دلش در سر بالینش را توصیف کرده و از بیخوابی ناشی از عشق سخن میگوید. در نهایت، او از رقیبش میپرسد که چرا به او خنده زده و از بوی خوش عطر یار بهرهمند است.