شمارهٔ ۷۳ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گلگون قبای من که بر ابرش برآمدهست
توفان آب بر سر آتش برآمدهست
مجنون آن فرشته خصالم که از حیا
پنهان ز چشم خلق، پریوش برآمدهست
هنگامه زود برمشکن از هوای خواب
امشب که با تو صحبت ما خوش برآمدهست
از بس که در تنم ز تب مرگ، جان بسوخت
امروز همچو دود ز آتش برآمدهست
میلی نسیم آه تو گویا برو گذشت
کان خطّ نو دمیده مشوش برآمدهست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به توصیف حالات و احساسات خود میپردازد. او از زیباییهای محبوبش سخن میگوید که همچون گلگون قبا بر ابرهاست. همچنین به توفان و تنش در عشق اشاره میکند و از مجنون یاد میکند که به دلیل حیا، پنهانی عشق خود را نشان میدهد. شاعر از همصحبتی با محبوبش در شب که شاداب است، لذت میبرد و از درد عشق و تب مرگ خود سخن میگوید که او را به زحمت انداخته است. در نهایت، او به نسیمی اشاره میکند که از آه محبوبش میگذرد و آثار آن در افکارش مشهود است. کل این اشعار حس عمیق عشق، درد و زیبایی را منتقل میکند.