نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو دل فتاد ز پا، غمزه‌‌اش ز کین برخاست

چو زخم خورده که خونریزیش از کمین برخاست

ز ناامیدی همصحبتان او خجلم

که از نشستنم آن سرو نازنین برخاست

به خواب اگر نه شهیدی گرفت دامانش

چرا ز خوابگه ناز شرمگین برخاست

رقیب از نگه دور دوست، شادم یافت

به غایتی، که ز پهلوی او غمین برخاست

چنان شکفته برآمد به دار، میلی زار

که از نظارگیان بانگ آفرین برخاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف احساسات عمیق و غمگینی است که از عشق و شکست عاطفی ناشی می‌شود. شاعر از درد و زخم‌های قلبی‌اش می‌گوید و به احوالات خود در کنار معشوق اشاره می‌کند. او به ناامیدی در جمع دوستان و حسرتی که از جدا بودن از محبوب دارد، اشاره کرده و همچنین به لحظه‌ای فکر می‌کند که معشوق بدون او بیدار شده است. در نهایت، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند که موجب بروز ملاحت و جذابیت در جمع می‌شود. کل شعر حسرت و زیبایی عشق را در کنار یکدیگر به تصویر می‌کشد.