نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

گر یار به سوی دیگران رفت

سوی دگر نمی‌توان رفت

فریاد که مدعی ز پیشم

با قاصد یار،‌ همزمان رفت

نشناخت ز مستی‌اش همانا

کزپیش رقیب سرگران رفت

تا درد دلم نگیرد آرام

از بزم تو مدعی نهان رفت

میلی نتوان ازو خبر یافت

از بس که به بزم این وآن رفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر از غم و اندوه جدایی از یار صحبت می‌کند. او می‌گوید که اگر محبوب به سوی دیگران برود، دیگر نمی‌تواند به سمت او بازگردد. شاعر در حال فریاد زدن است که چرا محبوبش با فرستاده‌اش همزمان رفته است. او همچنین به مستی و غفلتی که مانع از شناختن حقیقت شده، اشاره می‌کند و از درد دلی که دارد، می‌نالد. خواننده در این شعر حس تنهایی و فقدان را احساس می‌کند، زیرا محبوبش در میهمانی‌های دیگران حضور دارد و دیگر هیچ‌گونه میلی از او نمی‌بیند.