شمارهٔ ۸۶ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
حرفی که از کسی نشنیدی، پیام ماست
در نامهٔ تو آنچه نگنجید، نام ماست
با آنکه بست آن گل خود رو لب از جواب
شرمندهٔ رقیب ز ننگ سلام ماست
ای دل ز شکوه بهر خدا رنجهاش مساز
آن آهوی رمیده زمانی که رام ماست
ما را ز بس که یار فراموش کرده است
قاصد در انفعال ز عرض پیام ماست
میلی ز بس که ما و تو بدنام گشتهایم
هر بد که میکنند رقیبان، به نام ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و ارتباطات نادیده و ناتمام است. شاعر به این نکته اشاره میکند که پیامهای عشق از زبان دیگران به ما نمیرسد و در واقع نامشان همیشه در پسزمینه وجود دارد. او همچنین به شرم و غم ناشی از نادیده گرفتن عشق اشاره میکند و میگوید که دل نباید به خاطر این مشکلات رنجیده شود. در نهایت، شاعر از فراموشی یار و بدنام شدن خود و معشوق در نظر دیگران سخن میگوید و نشان میدهد که دشمنان چگونه از این وضعیت سوءاستفاده میکنند.