نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۴ میلی

میلی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

به خون من چه گواهی دهی ز روی ارادت

شهادت چو منی را چه احتیاج شهادت

خدای را مکن ای پارسا به سجده آن بت

ملامتم، که نیاید ز بنده غیرعبادت

زمان زمان به من از دور خویش را بنماید

که آورم به رهش تاب انتظار زیادت

نوید آمدنش غیر آورد دم رفتن

که جان دهیم به سختی درانتظارعیادت

به بزم وصل کشم هر زمان خجالت دیگر

ز بس که درغم او ... حسرتم شده عادت

رقیب عزم سفر کرده میلی از سر کویش

به صحت و به سلامت، به دولت و به سعادت!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق محبت و انتظار شاعر نسبت به معشوق اشاره دارد. شاعر می‌گوید که نیازی به شهادت شخص دیگری درباره عشق او نیست و خود عشق کافی است. او از خدا می‌خواهد که به بتِ محبت سجده نکند و فقط به عبادت او بپردازد. همچنین او در انتظار دیدن محبوبش است و این انتظار برای او به عادت تبدیل شده است. شاعر از غم دوری معشوق رنج می‌برد و در حال حاضر رقیبی برای محبوبش در سفر است و او از او آرزوی سلامت و خوشبختی دارد. در کل، شعر در مورد عشق، انتظار و غم ناشی از فاصله معشوق و معشوقه است.