نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۳ میلی

میلی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

چو مرا به بزم بیند، زمیان کنار گیرد

عجب است کاین قدرها، ز من اعتبار گیرد

ز تپیدن دل خود، شب هجر در عذابم

که غمت نمی‌تواند که در آن قرار گیرد

ز دل رمیدهٔ من، عجب است عالمی را

که چو صید خون گرفته، ره آن سوار گیرد

به رهش نه ناصح آمد، ز پی نصیحت من

که به این بهانه او هم، سر راه یار گیرد

ز سر گناه میلی بگذر، مگیر بروی

که عنان چون تو مستی، نه به اختیار گیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و درد دل ناشی از دوری معشوق سخن می‌گوید. او حیران است که چگونه معشوقش از او انتظار دارد و در عذاب دل شب‌هجران به سر می‌برد. شاعر به تمثیل دل رمیده خود اشاره می‌کند و می‌گوید که دیگران نیز مانند صید شکار بر او تسلط دارند. همچنین اشاره می‌کند که در این مسیر، نصیحت‌کنندگان هیچ تأثیری ندارند و هیچ کس نمی‌تواند او را از عشقی که نسبت به معشوق دارد، دور کند. شعر به طور کلی نمایانگر احساسات عمیق و پیچیده عشق و غم است.