شمارهٔ ۹۱ میلی
میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دوش در بزم که لبهایت شرابآلوده بود؟
کز خمارش صبحدم چشم تو خوابآلوده بود
باز بدگویان چه گفتند از من بیکس، که دوش
هرچه گفتی طعنهآمیز و عتابآلوده بود
میزدی در باغ بر گل طعنهٔ تردامنی
با وجود آنکه لبهایت شرابآلوده بود
با حریفان در چمن میگشت مست و بیحجاب
آنکه عمری همچو شاخ گل حجابآلوده بود
حرف او میگفت چون همدم پی تسکین من
بدگمان گشتم که حرفش اضطرابآلوده بود
بود گلگون تیغش از عکس قبای آل او؟
یا ز خون میلی مست خراب، آلوده بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی یک شب بزم و هوسهای عاشقانه است. شاعر به زیبایی لبهای معشوقهاش اشاره میکند که از شراب آلودهاند و این موضوع باعث میشود که چشم او در صبح خوابآلود به نظر برسد. او به شایعات بدگویان اشاره میکند که از او به خاطر این شب گفتند، در حالی که هرچه شنیده، طعنهآمیز بوده است. شاعر در میانهی باغ، با دوستان و بدون حجاب میرقصد و به تباهی عشقش اشاره میکند. در پایان، به تیغ تند عشق و تأثیر خون و هیجان ناشی از آن میپردازد که شاید بر روی آلوده بودن قلب او تأثیر گذاشته است. به طور کلی، شعر نمایانگر احساسات پیچیده عشق، شایعات و تضادهای بین زیبایی و آلودگی است.