شمارهٔ ۱ - در نعت خاتم النبیین(ص) میرداماد
یا عارج المعارج یا سید الرسل
یا هادی الخلایق یا موضح السبل
لولا سراج دینک فی عیهب الظلم
ظلت عقول قاطبه الخلق فی الضلل
من ضوئک استضاء سقراط فی الغیوب
من نورک استنار فلاطون فی المثل
یا زائر الجنان علی سده الرسول
اذانت من شفاهک قبلتها فقل
رمنا نری المدینه مشیا علی العیون
شوقا الی جنابک من ابعد السبل
یا حبیبا عنه قلبی فی الشتغال
لاتسل قد ضاق للصبر المجال
کیف تدری انت رقدان الدلال
ان اشفاری بعینی کالنصال
یا ریاض الوصل یا حی الحبیب
یا رعیدالعیش منکن القریب
من بسجن الهجر مع قلب کئیب
ماله والرکض فی قدس الوصال
هجر کم هامنه لی قلب مریض
وصلکم من این لی هذاالرمیض
ان عندالخلق حالی مستفیض
لا تلومونی فانی فی نکال
ان نارالهجر خلان الوداد
اخرقتنی حیث لم یبق الرماد
هجر کم یا ماله من امتداد
مهجتی یا مالهامن احتمال
للهوی عین بقلبی طافیه
نار عشق کالریاح السافیه
یا رقودا فوق مهد العافیه
هل یری دو محنه منکم ینال
تنبت النیران بعد تربتی
فی الهوی هذا حبیبی دربتی
ما یطیق السمع منکم کربتی
اصدقائی اترکوا اعنی المقال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به ستایش پیامبر اسلام و ویژگیهای او میپردازد. شاعر در آن از نور و هدایت پیامبر صحبت میکند و میگوید که بدون وجود او، انسانها در تاریکی و گمراهی باقی میماندند. او به دانشمندان بزرگی همچون سقراط و افلاطون اشاره میکند و میگوید که نور پیامبر باعث روشنایی آنها شده است. شاعر با حسرت و شوق به دیدار پیامبر اشاره میکند و از درد دوری و انتظار رنج میبرد. او در توصیف عشق و محبتی است که به پیامبر دارد، به معانی عمیق و غیر قابل تحمل فاصله و هجر اشاره میکند. در نهایت، بیانگر این است که عشق او به پیامبر چنان است که نمیتواند آن را تحمل کند و از دوستانش میخواهد تا او را در این درد و احوالش درک کنند.