نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ میرداماد

میرداماد / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

آنکه در آتش غم سوخت دل خام من است

وآنکه او را غم کس نیست دلارام من است

توکه ته جرعه جام تو بود کوثر عشق

چه خبر داری ازین شعله که آشام من است

گرمی آتش دوزخ خوی خجلت ریزد

بی تو پیش تف این جرعه که در جام من است

چهره افروخته بادت که خوش افروخته ای

شعله ها در بن هر مو که بر اندام من است

ای که گوئی ز چه دل کعبه غم ساخته ای

چکنم طوف بلا گرد در و بام من است

به فسون لب پر شهد تو شیرین نشود

تلخی زهر جفای تو که در کام من است

خبر از عیش کسم نیست همی میدانم

کآتش دل می و غم نقل و بلا جام من است

دوست شد دشمن و این بوالعجبی نیست ز دوست

بوالعجب بخت بد تیره سرانجام من است

عنکبوت غمم اشراق خیال رخ اوست

هیچ دانی تو چه عنقاست که در دام من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عواطف عمیق شاعر نسبت به عشق و غم است. شاعر با تصاویری از آتش و شعله، احساسات شدید خود را توصیف می‌کند و به چگونگی تأثیر غم بر روح و قلبش اشاره می‌کند. او از معشوقش می‌خواهد که از رنج و دردی که به خاطر او تحمل می‌کند، آگاه باشد و به تضاد بین عشق و درد بپردازد. همچنین به تغییرات در روابط و دلاوری در مواجهه با دشواری‌ها نیز اشاره می‌کند، و در نهایت به احساس اسارت افکار و آمال خود در مورد معشوق اشاره می‌کند. این اشعار نشان‌دهنده عمق احساسات انسانی و چالش‌های عاشقانه است.