شمارهٔ ۱۲ میرداماد
میرداماد / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از تو ما را آب در جوی تمنا آتش است
عشق بازی چون مزاج باده گویا آتش است
ای معلم کشتی ما مشکل آید بر کنار
کاندر اقلیمی که مائیم آب دریا آتش است
ساغر از می بادت ای ساقی مرا معذور دار
در مذاق عشق بازان جام صهبا آتش است
دین زرتشتی مگرای دل که در تکریم تو
همچو کانون زور وشب در سینه ما آتش است
مردم چشم ترا اشراق اکنون جای خواب
آن هم آغوش که در خورداست شبها آتش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که درباره عشق و تمنا صحبت میکند. شاعر میگوید که در دل خواستهها و عشق، آتش وجود دارد و این آتش به معنای شدت و عمق احساسات است. او از معلمی یاد میکند که در حال راهنمایی اوست و در جهانی که در آن زندگی میکند، شرایط برای او دشوار است. شاعر همچنین به سوگواری و احترام به عشق پرداخته و بیان میکند که در دنیای عشق و زیباییها، احساساتی مشابه آتش وجود دارد. در نهایت، عشق و زیبایی را به آغوش شب و خواب تشبیه میکند که میتواند همچون آتش گرم و دلنشین باشد.