شمارهٔ ۳ میرداماد
میرداماد / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بر در دوست که قدر گهر پاک آنجا
خاک باشد چه بود قیمت این خاک آنجا
بر سر کوی غم او چه جگرها چاک است
شرمم اید که برم پیرهن چاک آنجا
ای دل آسیمه سر از کوی بلا می آئی
مگرت بار نداد آن بت بیباک آنجا
بر در دوست شنیدم که دوا میبخشند
درد ما عرضه نما ای دل غمناک آنجا
مجلس یار مرا جان ملائک عود است
که بر آتش نهد ای دل خس وخاشاک آنجا
خاک میخانه شو اشراق که از همت عشق
برگ کاهی نبود خرمن افلاک آنجا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار با زبان عاطفی و غمگین به موضوع عشق و شوق به معشوق پرداختهاند. شاعر به بر در دوست و ارزش بالای عشق اشاره میکند و با بیان اینکه در برابر غم و درد، احساس شرم میکند، نشان میدهد که عشق واقعی، جان را تسخیر میکند. همچنین، با تأکید بر اهمیت عشق و زیباییهای آن، به مخاطب پیشنهاد میدهد که در جستجوی عشق باشند و بر درد و غم فائق آیند. در نهایت، شاعر از میخانه به عنوان نمادی از عشق و اشراق یاد میکند و میگوید که در آنجا همه چیز با ارزش و والا است.