نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴ میرداماد

میرداماد / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شکر خجل از خنده پنهان توباشد

دستور بلا عامل دیوان تو باشد

خونها همه از خنجر مژگان تو ریزد

دلها همه در زلف پریشان تو باشد

جان بسکه سپردند به پیکان تو عشاق

آب خضر امروز ز پیکان تو باشد

میدان به یکی جلوه بیارای که خورشید

چوگان زده گوی گریبان تو باشد

چوگان سر زلف به بازیگری آور

تاگوی فلک در خم چوگان تو باشد

ای روی تو و زلف تو چون روز و شب عید

جانهای عزیزان همه قربان تو باشد

در باغ دل اشراق حریفان غذی روح

در زمزمه بلبل الحان تو باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به وصف زیبایی‌های محبوبش می‌پردازد و می‌گوید که خنده‌ی پنهان او باعث شرمساری شکر است. در ادامه، معشوق او را به عنوان منبع بلا و بی‌قراری معرفی می‌کند. خون دل عاشقان به خاطر زیبایی‌های او می‌ریزد و جان عاشقان به تیر عشق او سپرده می‌شود. شاعر از محبوبش می‌خواهد تا زیبایی خود را به نمایش بگذارد و با بازیگری زلفش، دنیا را در دست بگیرد. او زیبایی محبوب را معادل روز و شب عید می‌داند و می‌گوید که جان عزیزان قربانی این زیبایی‌ها خواهد شد. در نهایت، از دل شیدای خود می‌خواهد که در باغ عشق، آهنگ‌های دل‌انگیزی را سر دهد که با صدای بلبل هم‌آهنگ باشد.