شمارهٔ ۵ میرداماد
میرداماد / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سوز غم تو کرد قضا سرنوشت ما
ای در غم تو شعله آتش بهشت ما
این ابر ناوک تو همانابه سینه داشت
کالماس جای سبزه بر آمد ز کشت ما
دوزخ به پشت گرمی ایام هجر تو
خویشی گرفت با گل و آب سرشت ما
زاهد به عشق کوش که محراب صومعه
افتد به سجده پیش زمین کنشت ما
اشراق بوی باده ملائک برد ز هوش
جائی اگر نهند بنائی ز خشت ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عواطف و غم ناشی از دوری عاشق از معشوق میپردازد. شاعر به وضوح احساس میکند که عشق و جدایی از محبوب، زندگیاش را دستخوش تغییرات عمیق کرده است. او به استقامت آتشین عشق اشاره دارد که حتی بهشت را نیز تحت تاثیر قرار داده و دوری معشوق را همچون جهنمی دردناک توصیف میکند. در نهایت، شاعر به عبادت زاهدان اشاره دارد که با عشق واقعی به سجده میافتند و اشراق عشق را به بادهای ناب شبیه میکند که ملایک را نیز به حیرت وا میدارد.