شمارهٔ ۷ میرداماد
میرداماد / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
فقیا بفیکا تفز بالعلا
معلماعلی قلبکا القیا
بیا زاهد از باده ما بشوی
دل و جان ز اوساخ زرق و ریا
از من می که در کیش اکسیریان
گدائی کند مهر از و کیمیا
به میخانه ما یکی برگذر
نه میخانه بل کعبه اصفیا
می از جام ما خور که تا روز حشر
زخاک تو خورشید روید گیا
الهی دلم بنگه مهر تست
که اقلیم نور است و صقع ضیا
شد اشراق خاک تو کز خاک او
کند دیده عقل کل توتیا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی حال و هوای معنوی و عشق به حقیقت میپردازد. شاعر از زاهد دعوت میکند که از نوشیدن شراب حلال لذت ببرد و از ظواهر و ریا دوری کند. او به میخانهای اشاره میکند که بیشتر از آنکه مکانی برای نوشیدن باشد، کعبهای برای پاکان و صلحجویان است. همچنین شاعر به نور و حقیقت اشاره میکند که از خاک برمیخیزد و عقل را روشن میکند. شعر به دنبال بیان عشق عمیق و پاک به خداوند و پرهیز از دنیا و مادیت است.