حکایت شمارهٔ ۱۰۲ محمد بن منور
محمد بن منور / فصل اول - حکایات کرامات شیخ
بخط امام مالکان رحمةاللّه علیه دیدم که نبشته بود کی زنی را درمجلس شیخ حالتی درآمد، خویشتن را از بام بلند درانداخت، شیخ اشارت کرد، در هوا معلق ماند، زنان دست دراز کردند و زن را بر بام کشیدند، دامن اودر میخی ضعیف آویخته دیدند.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در کتاب «بخط امام» آمده که زنی در مجلس شیخ دچار حالت عجیبی شد و از بام افتاد. شیخ به او اشاره کرد و او در هوا معلق ماند. سپس زنان حاضر دست دراز کردند و او را به بام برگرداندند، اما متوجه شدند که دامنش به یک میخ ضعیف آویخته شده است.