نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

حکایت شمارهٔ ۹۵ محمد بن منور

محمد بن منور / فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

روزی یکی از شیخ سؤال کرد کی ای شیخ در حقّ من دعایی کن. بگفت:

وای ای مردم داد زعالم برخاست

جرم او کند و عذر مرا باید خواست

و این بیت بر لفظ مبارک شیخ بسیار رفته است.

شیخ گفت اگر درست شود آنکه از امیرالمؤمنین علی رضی اللّه عنه روایت می‌کنند که او بر مرده پنج تکبیر کرده است در نماز جنازه، ازآن چهار تکبیر بر مرده بوده باشد و پنجم تکبیر بر جملۀ خلق.

روزی یکی در مجلس شیخ برخاسته بود و از مردمان چیزی می‌خواست و می‌گفت من مردی فقیرم. شیخ گفت چنین نباید گفت باید گفت که من مردی گداام برای آنکه فقر سرّیست از سِرّهای حقّ جل جلاله.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

روزی شخصی از شیخ خواست که برای او دعا کند. شیخ پاسخ داد که گناهان او باید بخشیده شود و این مطلب در مورد اخلاق و رفتار انسان‌ها مهم است. او به روایت امام علی (ع) اشاره کرد که در نماز جنازه پنج تکبیر گفته می‌شود: چهار تکبیر برای مرده و یک تکبیر برای همه مردم. همچنین، شیخ به شخص فقیر در مجلس یادآوری کرد که نباید خود را فقیر بخواند، بلکه باید بگوید که او گدا است، زیرا فقر به نوعی از حق است و باید با افتخار به آن نگاه کرد.