شمارهٔ ۱۲۷ غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نیست در عالم ز من مسکین تری
وز تو نیز ای دوست دل سنگین تری
گرچه روئین تن بتن روئین بود
تو ز روئین تن بدل روئین تری
خسروی زیبد ترا در ملک حسن
زانکه از شیرین بسی شیرین تری
نافۀ مشک ختا جستن خطا است
تو بموی عنبرین مشکین تری
چشمۀ نوشم فراموشم شده
زانکه اندر کام ما نوشین تری
چیست چین با زلف چین در چین تو
زانکه از اقلیم چین پرچین تری
عذر گو ساقیّ سیمین ساق را
تو ز سیمین ساقها سیمین تری
با قد و بالایش ای چرخ بلند
از زمین پست هم پائین تری
عشق با خون جگر آمیخته
نیست از عاشق بخون رنگین تری
جان نثاری راه و رسم عاشقی است
نیست از خود خواه بد آئین تری
هرکه بر آن روی زیبا دیده دوخت
نیست در عالم از او حق بین تری
مفتقر گر سر به چوگانش دهی
تو ز هر گوی زری زرین تری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و ویژگیهای خاص شاعر و معشوق میپردازد. شاعر با تأکید بر ناپاکی و مسکینی خود، معشوق را به عنوان فردی باخصوصیات برتر و زیباتر معرفی میکند. او میگوید که معشوق از هر جهت زیباتر و دوستداشتنیتر از دیگران است و هر مقایسهای با دیگران او را در مقام بالاتری قرار میدهد. این شعر در نهایت به عمق عشق و احساس شاعری اشاره میکند که با وجود دردی که دارد، زیبایی معشوق برای او بینظیر است.