غزلیات — دیوان کمپانی غروی اصفهانی
محمدحسین غروی اصفهانی / دیوان کمپانی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — ای شمع جهان افروز بیا
- شمارهٔ ۵ — صهبای خم تو خرابم کرد
- شمارهٔ ۳ — ای مرهم سینۀ خستۀ ما
- شمارهٔ ۲ — ای خاک درت جام جم ما
- شمارهٔ ۴ — در عشق تو شهرۀ آفاقم
- شمارهٔ ۶ — عمریست که دست و گریبانم
- شمارهٔ ۹ — تا نخل امیدم را تو بری
- شمارهٔ ۷ — مهر تو رسانده بماه مرا
- شمارهٔ ۸ — ای بستۀ بند هوی و هوس
- شمارهٔ ۱۰ — هر کس که بعهد وفا نکند
- شمارهٔ ۱۱ — آن دل که بیاد شما نبود
- شمارهٔ ۱۳ — هر کس خط و خال تو می جوید
- شمارهٔ ۱۲ — چشمی که ز عشق نمی دارد
- شمارهٔ ۱۴ — با نیک و بد دنیا خوش باش
- شمارهٔ ۱۹ — هر کس بتو دست تولی زد
- شمارهٔ ۱۵ — افسوس که گوهر نفس نفیس
- شمارهٔ ۱۸ — یار آنچه بسینۀ سینا کرد
- شمارهٔ ۲۰ — ای بسته دل اندر خوان طمع
- شمارهٔ ۲۲ — ای تاب و توانم را برده
- شمارهٔ ۱۷ — برقی از غمزۀ مستی زد
- شمارهٔ ۱۶ — آن سینه که مهر تو مه دارد
- شمارهٔ ۲۱ — ای محور دایره ملکوت
- شمارهٔ ۲۹ — تا گوهر عشق اندوختهام
- شمارهٔ ۲۴ — رسوای زمانه «زبانم» کرد
- شمارهٔ ۲۵ — آن کیست که بستۀ بند تو نیست
- شمارهٔ ۳۰ — از یار نیاز ندیده کسی
- شمارهٔ ۲۳ — ای داغ تو لالۀ باغ دلم
- شمارهٔ ۲۸ — هرجا که بسوی تو می بینم
- شمارهٔ ۲۶ — گر باده دهد بر باد مرا
- شمارهٔ ۲۷ — از نرگس مست تو مخمورم
- شمارهٔ ۳۱ — تنها نه منم به کمند هوا
- شمارهٔ ۳۳ — از هر گل شور نروید گل
- شمارهٔ ۳۵ — آن دل که ز عشق چه غنچه شکفت
- شمارهٔ ۳۲ — آن سینه که تیر ترا هدفست
- شمارهٔ ۳۴ — بخدا که ز غیر تو بیزارم
- شمارهٔ ۳۸ — از عشق تو اندر تاب و تبم
- شمارهٔ ۳۷ — ای در طلبت همه عالم گم
- شمارهٔ ۳۶ — تا رایت عشق افراخته ام
- شمارهٔ ۴۶ — ای روح روان تند مرو وامش رویدا
- شمارهٔ ۴۱ — تا بی خبری ز ترانۀ دل
- شمارهٔ ۴۰ — از جان بگذر جانان بطلب
- شمارهٔ ۴۲ — به سامانی رسان یارا سر سودایی ما را
- شمارهٔ ۴۴ — جانفشانی بکن ار می طلبی جانان را
- شمارهٔ ۴۵ — دلبرا گر بنوازی بنگاهی ما را
- شمارهٔ ۳۹ — ای روی تو قبلۀ حاجاتم
- شمارهٔ ۴۳ — فروغ حسن تو داده است چشم بینا را
- شمارهٔ ۴۸ — تبارک الله از آن طلعت چو ماه و تعالی
- شمارهٔ ۵۲ — از تو بیداد وز من ناله و فریاد خوش است
- شمارهٔ ۵۴ — دلی که شیفتۀ روی آن پریزاد است
- شمارهٔ ۵۰ — کعبۀ کوی تو رشک خلد برین است
- شمارهٔ ۴۹ — ای که ز خوبی نصیب یافته حد نصاب
- شمارهٔ ۴۷ — من ز مجنون و تو در حسن سبق برده ز لیلی
- شمارهٔ ۵۳ — مذمت عاشقان ز پستی همت است
- شمارهٔ ۵۱ — صبح ازل از مشرق حسن تو دمیده است
- شمارهٔ ۵۵ — هرچه آید بسر ما همه از دوری تو است
- شمارهٔ ۵۸ — جز غمت سر سویدای مرا رازی نیست
- شمارهٔ ۵۷ — براستان که سر من بر آستانۀ تست
- شمارهٔ ۶۱ — تا دل آشفته ام شیفتۀ روی تست
- شمارهٔ ۵۶ — در سری نیست که سودای سر کوی تو نیست
- شمارهٔ ۶۰ — مست صهبای تو در هر گذری نیست که نیست
- شمارهٔ ۶۲ — گرچه عمریست که دل از غم عشقت ریش است
- شمارهٔ ۵۹ — جز به بوی تو مشام دل و جان عاطر نیست
- شمارهٔ ۶۳ — ما را به جهان جز به تو کاری نبود
- شمارهٔ ۶۴ — فدائیان ره عشق دوست مرد رهند
- شمارهٔ ۶۶ — مرا در سر بود شوری که در هر سر نمیگنجد
- شمارهٔ ۶۷ — گر تیر غمی به شست گیرد
- شمارهٔ ۶۹ — آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازد
- شمارهٔ ۶۵ — مژدۀ باد زندان را قاصد صبا آمد
- شمارهٔ ۶۸ — رموز عشق را جز عاشقِ صادق نمیداند
- شمارهٔ ۷۰ — سر غنچه در گریبان، دل لاله داغ دارد
- شمارهٔ ۷۳ — بخت شود یار، یار اگر بگذارد
- شمارهٔ ۷۵ — دوش هاتف غیبی حل این معما کرد
- شمارهٔ ۷۱ — خسته ای را که دگر طاقت و قوت نبود
- شمارهٔ ۷۶ — گهی به کعبۀ جانان سفر توانی کرد
- شمارهٔ ۷۷ — سینۀ تنگم مجال آه ندارد
- شمارهٔ ۷۸ — تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیاراید
- شمارهٔ ۷۲ — عاشق از فتنۀ معشوق هراسان نشود
- شمارهٔ ۷۴ — به جرم آنکه عاشقم ز من کناره میکند
- شمارهٔ ۸۴ — تا به کی ای نوش جان میزنیم نیشتر
- شمارهٔ ۷۹ — هله ای نیازمندان که گه نیاز آمد
- شمارهٔ ۸۵ — خوشست از دوست گر لطفست و گر قهر
- شمارهٔ ۸۶ — ای از خط تو سبز لب جویبار عمر
- شمارهٔ ۸۰ — فرۀ غرای تو چشم مرا خیره کرد
- شمارهٔ ۸۱ — اگر به شرط مروت وفا توانی کرد
- شمارهٔ ۸۲ — عاکفان حرمت قبلۀ اهل کرمند
- شمارهٔ ۸۳ — گفتم چه دیدم آن رخ و آن زلف تابدار:
- شمارهٔ ۸۷ — گوهر عمر گرانمایه بود گرچه نفیس
- شمارهٔ ۹۰ — نقطۀ خال تو را من که چنان حیرانم
- شمارهٔ ۹۲ — نقطۀ خال لبت مرکز و ما پرگاریم
- شمارهٔ ۹۱ — ز شور عشق تو گر ز عندلیبان شدم
- شمارهٔ ۹۳ — دیرگاهی است پناهندۀ این درگاهم
- شمارهٔ ۸۸ — آتش قهر تو بر باد دهد گر خاکم
- شمارهٔ ۹۴ — هر سو نگریدیم کسی چون تو ندیدیم
- شمارهٔ ۸۹ — گر هوای سر کوی تو دهد بر بادم
- شمارهٔ ۱۰۸ — بخدا کز تو نگیرم دل و رو برنکنم
- شمارهٔ ۱۰۶ — سروش غیب دوشم نکتهای را گفت در گوشم
- شمارهٔ ۱۱۰ — سرم را پر کن از سودای عشق و سربلندم کن
- شمارهٔ ۱۰۷ — ز اقلیم حقیقت تا طبیعت رخت بر بستم
- شمارهٔ ۱۰۹ — لوح دل را جان من از نقش کثرت ساده کن
- شمارهٔ ۱۰۳ — من به ناخن غم سینه میخراشم
- شمارهٔ ۱۰۵ — به هوای کوی تو آمدم که رها ز بند هوا شوم
- شمارهٔ ۱۰۴ — من بینوا ز بی برگ و بری اگر بمیرم
- شمارهٔ ۱۱۳ — اگر از درم در آئی تو چه طالع نکویان
- شمارهٔ ۱۱۲ — تا چند باشی از ما گریزان
- شمارهٔ ۱۱۶ — زلال خضر می جوشد ز لعل نوشخند تو
- شمارهٔ ۱۱۱ — که برد به کوی لیلی ز وفا پیام مجنون
- شمارهٔ ۱۱۴ — مائیم مست باده روز الست تو
- شمارهٔ ۱۱۸ — ای که بر اوج نه فلک دام هوس فکندهای
- شمارهٔ ۱۱۵ — صورت شاهد ازل جلوه گر از جمال تو
- شمارهٔ ۱۱۷ — آبرومندم به عشق روی تو
- شمارهٔ ۱۱۹ — اگر روزانه باشد یا شبانه
- شمارهٔ ۱۲۰ — ای شاهد عالمسوز در حسن و دلارایی
- شمارهٔ ۱۲۲ — که دهد مرا نشانی ز تو ای نگار جانی
- شمارهٔ ۱۲۵ — اگر مشتاق جانانی مکن جانا گران جانی
- شمارهٔ ۱۲۳ — صنما به جاننثاران ز چه رو نظر نداری
- شمارهٔ ۱۲۶ — دارم ای دوست ز بیداد تو فریاد بسی
- شمارهٔ ۱۲۱ — دمی با تو بودن که جان جهانی
- شمارهٔ ۱۲۴ — لوح دل را اگر از نقش خطا ساده کنی
- شمارهٔ ۱۲۸ — گر سوی ملک عدم باز بیابی راهی
- شمارهٔ ۱۳۰ — رموز عشق تا با ما نیامیزی نیاموزی
- شمارهٔ ۱۲۹ — در کوی عشق کوهی کمتر بود ز کاهی
- شمارهٔ ۱۲۷ — نیست در عالم ز من مسکین تری
- شمارهٔ ۱۳۳ — صفحات دفتر کن فکان ز کتاب حسن تو آیتی
- شمارهٔ ۱۳۱ — خواهی اگر بکوی حقیقت سفر کنی
- شمارهٔ ۱۳۲ — دارم ای دوست ز بیداد تو فریاد بسی