نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱ غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

تا دل آشفته ام شیفتۀ روی تست

هر طرفی رو کنم روی دلم سوی تست

بگرد بیت الحرام طواف بر من حرام

ای صنم خوش خرام کعبۀ من کوی تست

دل ندهم از قصور به صحبت حسن حور

بهشت اهل حضور صحبت دلجوی تست

نافۀ مشک ختا گر طلبم من خطاست

مشک من و عود من موی تو و بوی تست

زندۀ لعل لبت خضر و نباشد عجب

چشمۀ آب حیات قطره ای از جوی تست

راهزن رهروان غمزۀ فتان تو

دام دل عارفان سلسلۀ موی تست

سوز و گداز جهان از غم غمّازیت

راز و نیاز همه در خم ابروی تست

طایفه‌ای مست می، مست هوا فرقه‌ای

مفتقر بی‌نوا مست هیاهوی تست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به تمایل و عشق شاعر به محبوبش اشاره دارد. شاعر دل آشفته و شیفته‌ای دارد که هرجا برود، دلش به سوی محبوبش می‌گراید. او از عشق و زیبایی‌های محبوبش سخن می‌گوید و طواف در بیت الحرام (مکه) را به تعبیری به طواف در عشق و محبت او تعبیر می‌کند. شاعر تأکید می‌کند که گرچه بهشت و هور به صحبت محبوبش نمی‌رسد، اما بهشت واقعی در حضور اوست. او از بوی عطر محبوب و زیبایی لب‌هایش سخن می‌گوید و بر جنبه‌های معنوی و روحانی عشق تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر به حالت مستی و جنون عشق اشاره می‌کند که همواره در جستجوی وصال محبوب است و این عشق را راز و نیاز خود می‌داند.