نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵ غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)

دوش هاتف غیبی حل این معما کرد

سود هر دو عالم یافت هر که با تو سودا کرد

از رموز لوح عشق هر که نکته ای آموخت

در محاسن رویت صد صحیفه انشا کرد

مهر ماه رخسارت شاهد دل آرایت

شمع روشن دل را مهر عالم آرا کرد

آن یگانۀ دوران تا دم از تجلی زد

عرصۀ دو گیتی را رشک طور سینا کرد

کرد با دل عشاق نالۀ دل مطرب

آنچه را که با موسی نغمۀ «انا الله» کرد

کرد لعل دلجویش با روان مشتاقان

آنچه روح قدسی کرد یا دم مسیحا کرد

یا که معنی حسنش رونقی به صورت داد

کسب هر کمالی بود صورت از هیولا کرد

قیس عامری عمری سر به کوه و صحرا زد

تا که سرّی از عشق لیلی آشکارا کرد

تیشۀ فداکاری کند ریشۀ فرهاد

شور عشق، شیرین را در زمانه رسوا کرد

عشوۀ گل رویش داد دلستانی داد

طبع مفتقر را چون عندلیب شیدا کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر به توصیف معماهای عشق می‌پردازد و می‌گوید که هر کسی که به عشق بیفتد، در دو جهان (دنیای مادی و معنوی) بهره‌مند می‌شود. او اشاره می‌کند که از زیبایی معشوق چیزهای زیادی آموخته شده و زیبایی او مانند نور شمعی دل را روشن کرده است. شاعر همچنین به عشق‌های قدیم اشاره می‌کند و داستان‌هایی از عشق‌های معروفی مانند لیلی و مجنون و فرهاد و شیرین را به تصویر می‌کشد، که نشان از فداکاری و شور و شوق عاشقان دارد. در کل، شعر به زیبایی و قدرت عشق و تأثیر آن در زندگی اشاره دارد.