شمارهٔ ۱۰۹ - در تیر زدن شاه مبرور بر پلنگ محیط قمی
محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شد زمین سیم گون از تیر خسرو لعل رنگ
در کجا در کوهساران از چه از خون پلنگ
در بهاران نی عجب گر لاله می روید زخاک
در زمستان تیر خسرو لاله رویاند زسنگ
یک تنه شه می کند صید پلنگان جفت جفت
هم چنان کز خیل مرغان شاهباز تیز چنگ
داستان پیل مست و تیر رستم تازه شد
زان چه در کار پلنگان کرد با تیر تفنگ
بازوی صید افکنش شد شُهره در صید افکنی
در همه اقطار ایران تا به اقصای فرنگ
شب به عشرت تاز و در هر روز صیدی تازه کن
گه گوزن و گاه قوچ و گه پلنگ و گاه رنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف زیباییهای طبیعت و قدرت خسرو (شاه) میپردازد. او تصویر میکند که زمین به رنگ لعل درآمده و در بهار لالهها میرویند. قدرت و شجاعت شاه در شکار پلنگها به زیبایی توصیف شده و نشاندهنده مهارت و شجاعت او در این کار است. شاعر همچنین به صیدهای متنوعی که شاه انجام میدهد اشاره میکند و به جذابیت شبها و روزها در شکارهای تازه و مختلف میپردازد. در کل، شعر ترکیبی از زیباییهای طبیعت و شجاعت و اقتدار شاه است.