نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ - خطاب به حضرت والا شاهزاده شمس الشعرا گوید محیط قمی

محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

ایا شمس گردون فضل و بلاغت

زتو تربیت یافته هر سخندان

تو را می سزد دعوی فضل کردن

که داری به دعوی زگفتار برهان

تو را می سزد مدحت شاه گفتن

که ملک سخن باشدت زیر فرمان

شهنشاه خاقان تو خاقانیستی

به نسبت بود ملک ری شهر شروان

بر طبع تو طبع افسرده ی من

به رُتبت بود قطره‌ای نزد عمان

مر آن نامهٔ فرّخ روح‌پرور

که به نوشته بودی ز مرز خراسان

به من گشت در خطّهٔ لار نازل

شدم شاد چندان که تقریر نتوان

به بوسیدم و مهر از آن برگرفتم

ختامش بُد از مشگ و از نور عنوان

مر آن چند بیت بدیع مرادف

که بُد جمله در مدحت شاه دوران

نمودم بر خواجه ی راد عرضه

به فرمود تحسین بی حد و پایان

بیان کلمات تو آید از من

اگر بیکران بحر گنجد به فنجان

کلام تو سحر حلال است و سحری

کز اعجاز بخشد نیوشنده را جان

کلام تو ماه است چرخ سخن را

ولیکن مهی در تزاید نه نقصان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تحسین و ستایش هنری و بیانی شاعر می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که شمس گردون (شمس‌الدین تبریزی) از فضل و بلاغت در کلام برخوردار است و به همین دلیل سزاوار است که خود را در زمره‌ی سخندانان بداند. او در ادامه به مدح شاه می‌پردازد و از مقام هنری و سخنوری خود می‌گوید. شاعر اظهار می‌کند که شعر و کلام او می‌تواند تأثیر زیادی بر شنوندگان بگذارد و همچون ماهی در آسمان سخن، درخشان و بی‌نظیر است. همچنین، او از نامه‌ای که از خراسان دریافت کرده، یاد می‌کند و ابراز شادی می‌کند و کلام خود را در مدح شاه به خوبی ارائه می‌نماید. در نهایت، به قدرت کلام خود اشاره می‌کند که می‌تواند از سادگی به عمق معنا برسد و جان شنوندگان را زنده کند.