شمارهٔ ۱۱۸ - مختوم به مدح قنبر علی مرتضی علیه السلام محیط قمی
محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بشنو پند من ای خواجه بسی سود بری
پرده بر عیب کسان پوش و مکن پرده دری
باده نوشیدن در پرده شب های دراز
خوشتر از پرده دری باشد و ورد سحری
ای که دور تو به آزار کسان می گذرد
چشم داریم که این دور به پایان نبری
آن چنان طبع بهیمی شده غالب بر نفس
که فراموش شدش یک سره خوی بشری
هیچ دانی زچه درویش زشاهی به گذشت
عار می آیدش از شغل بدین مختصری
راستی تاج شهی گرچه بسی نغز و نکو است
می نیرزد به دمی دردسر، این تاجوری
آدمی زاده ندیدم که تواند جز تو
نگه آهوی وحشی، روش کبک دری
من همان روز که خط تو بدیدم گفتم
دور بر هم زند این آفت دور قمری
دور چون با تو بود داد دل از جام بگیر
که بناچار شدن دور تو خواهد سپری
دل منه خواجه بر این خانه خاکی که به باد
در رود هرچه زخاک آمده تا درنگری
حامل بار گرانی شدم از همت عشق
که شود کوه قوی پشت زحملش کمری
به خیال لب نوشین تو تا غرق شدم
شد سراپای وجودم چو لبانت شکری
بعد احمد که بود راهبر راه نجات
از علی آید و اولاد علی، راهبری
توشه برگیر زمهر علی و آل «محیط»
پیشتر زانکه از این مرحله گردی سفری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ما توصیه میکند که به کاستیها و عیوب دیگران توجه نکنیم و در عوض، در خفا و به دور از حاشیهها زندگی کنیم. نوشیدن شراب در شبهای تاریک را لذتبخشتر از افشای عیوب دیگران میداند. همچنین به نگرانیها و رنجهایی اشاره میکند که انسانها به خاطر دیگران متحمل میشوند و نشان میدهد که نعمتهای دنیا ارزش رنج کشیدن را ندارند. شاعر به زیباییهای انسانی اشاره میکند و میگوید تنها خود انسان است که میتواند به احوالات دیگران دقت کند. در نهایت، به اهمیت عشق و محبت و پیروی از اهل بیت اشاره میکند و بر لزوم بهرهگیری از این آموزهها تأکید دارد.