نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ - موشّح و مختوم به مدح ساقی کوثر امیرمؤمنان علی علیه السلام محیط قمی

محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

حبذا شیوهٔ رندی و خوشا بی‌باکی

خرقه آلودگی و مستی و دامن پاکی

خویشتن را هدف تیر ملامت کردن

شهره شهر شدن در صفت بی باکی

خرقه بر تن درم از شوق چو یادم آید

فارغ البالی ایام گریبان چاکی

گر شد آلوده به می خرقه ی ما باکی نیست

که همین شیوه یود شاهد دامن پاکی

نعمت عشق حرام است بر آن نفس پرست

که کشد بار غم دوست به اندوه ناکی

طی وادی طلب آید از آن تند قدم

که به گردش نرسد چرخ و فلک بدین چالاکی

باده نوشین در رده به شب های دراز

زدعای سحری به بود و هتاکی

طرفه مرغی است الهی دل مردان خدا

که بود معنی او عرشی و صورت خاکی

یافت زالطاف علی شاه ولایت پر و بال

ورنه این طایر خاکی نشدی افلاکی

حکم فرمای قدر، شاهسواری که قضا

دست و پا بسته شکاری بودش فتراکی

قلب ماهیت اشیاء اگر امر دهد

درد درمان شود و زهر کند تریاکی

قوهٔ مدرکه در معرفت شه چو «محیط»

معترف گشته به نادانی و بی‌ادراکی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری از یک شاعر است که درباره موضوعاتی مانند عشق، بی باکی، و معانی عمیق زندگی صحبت می‌کند. شاعر به آرزوی رهایی از قید و بندهای دنیوی و تجربه عشق واقعی اشاره می‌کند و به طور خاص بر روی این نکته تأکید می‌کند که بی باکی و آزادی از دغدغه‌ها باعث می‌شود فرد به هدف‌های بالاتری دست یابد. او همچنین به تقابل میان آلودگی و پاکی در زندگی اشاره دارد و می‌گوید که عشق واقعی ارزشمند است و برای کسی که در آن غم و اندوهی نمی‌بیند، حرام است. شاعر به شجاعت و تلاش در مسیر طلب نیز تأکید می‌کند و از قدرت عشق و عشق ورزی به عنوان نماینده‌ای از خداوند یاد می‌کند. در نهایت، او به نادانی انسان‌ها در فهم عمیق حقیقت اشاره می‌کند و به جستجوی شناخت و معرفت دعوت می‌کند.