شمارهٔ ۳۳ - در نعت حضرت رسالت پناه صلی الله علیه و آله و سلم محیط قمی
محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
سه چیز اهل طلب را بود نشان سعادت
خلوص نیت و قلب سلیم و صدق ارادت
نه بندگی است که مر، دوری است و نفس پرستی
زبیم دوزخ و شوق جنان کنی چو عبادت
طبیعت سبعی غالب است تا به نهادت
گمان مبر که سوی آدمی و اهل سعادت
دل شکسته به دست آر و درد عشق که گردد
دلت مقام حق و آیدت خدا به عبادت
زحال عیسی و قارون پدید گشت که تن را
برد به چرخ تجرد، کشد به خاک زیادت
غم فراق توام کشت و زنده کرد وصالت
فراق و وصل تو آمد، دلیل موت و اعادت
کجا قبول شود دعوی خدای پرستی
از آن که نفس پرستی نموده شیوه و عادت
نبود نام زآدم که بود سید بطحا
نبی خاتم و بودش به کائنات سیادت
بدان رسیده که خوانند غالیش چو نصیری
ز بس که شاهپرستی «محیط» را شده عادت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی ویژگیهای سعادت و بندگی حقیقی میپردازد. شاعر میفرماید که برای اهل طلب سه ویژگی لازم است: خلوص نیت، دل سالم و صدق در ارادت. عبادت واقعی به دور از نفسپرستی و ترس از عذاب و آرزوی بهشت است. همچنین، برای رسیدن به مقام حق و نزدیکی به خداوند، دل باید شکسته و عشق حقیقی به وجود آید. شاعر به تضاد میان حال عیسی (نبی) و قارون (مادیگرایی) اشاره میکند و بیان میکند که فراق و وصال نشاندهندهٔ حیات و مرگ روحی است. در نهایت، نسبت به کسانی که خود را پرستنده میخوانند ولی در حقیقت، اسیر نفس خود هستند، انتقاد میکند و بر اهمیت هویت انسانی و نبی خاتم تأکید میکند.