نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ - ایضأ در رثاء حضرت صدیقه ی کبری و سیده ی نساء علیه السلام محیط قمی

محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را کجا به کوی تو ممکن بود وصول

که آنجا خیال را نبود قدرت نزول

طول زمان هوای تو از سر بدر نبرد

اصلی بود محبت و الاصل لا یزول

گفتم به عقل چاره کنم، درد عشق را

غافل از این که عشق بود، آفت عقول

درویشم و به هیچ قناعت همی کنم

بگذاردم به خویش، اگر نفس بوالفضول

اول رفیق باید، آن که طریق از آنک

باید رفیق خضر شدن، نی مرید غول

گر باخبر شوی زبقای پی از فنا

اندر فنای نفس چو نیکان شوی عجول

آسودگی نیابی، در عرصه ی جهان

گر بسپری بسیط زمین را به عرض و طول

در حیرتم که شادی و عیش جهان که راست

هستند چون فقیر و غنی هر دو تن ملول

از آن زمان که بار امانت قبول کرد

معلوم شد که آدم خاکی بود جهول

چشم امید نیست به هیچ آستان مرا

الابه آستانه ی فرخنده ی بتول

ام الائمة النقبا، بانوی جزا

نورالهدی، حبیبه ی حق بضعة الرسول

زهرا که زامر حق پی تعیین جفت او

در شب نمود زهره به کاخ علی نزول

صدیقه آن که کرده پی کسب عزوجاه

روح الامین ز روز ازل خدمتش قبول

در وصف ذات پاک و کرامات بی حدش

گردیده نطق الکن و حیران شود عقول

باشد «محیط» شاد زیمن ولای

او در روز رستخیز که هر کس بود ملول

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و محبت می‌پردازد. او از درد عشق و قدرت آن صحبت می‌کند و بیان می‌کند که عشق عقل را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. درویشی را توصیف می‌کند که به قناعت و بی‌نیازی راضی است و تأکید می‌کند که رفیق واقعی باید کسی باشد که به راه درست هدایت کند. او به بی‌کسی و ناامیدی در این دنیا اشاره می‌کند و نهایتاً به مقام و ویژگی‌های بانو فاطمه (علیهاالسلام) می‌پردازد، که او را الگوی کمال و نور هدایت می‌داند و بیان می‌کند که حتی در روز قیامت هم در کنار او آسودگی وجود دارد. به طور کلی، شعر مملو از تفکر عمیق درباره عشق، انسانیت و مقام اهل بیت است.