نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸ - در ستایش و مدح مولای پرهیزکاران علی بن ابیطالب علیه السلام محیط قمی

محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

مایهٔ ایمان و کفر، عشق تو شد ای صنم

خاک سر کوی تو است، قبلهٔ دیر و حرم

گر تو شوی بی نقاب، ای مه من آفتاب

در برت از روشنی، دم نزند صبحدم

گرد من و گرد تو، صف زده جانا مدام

گرد تو دل دادگان، گرد من اندوه غم

بخت من و چشم تو، هر دو به خوابند لیک

این یک تا روز حشر، آن یک تا صبحدم

شوق لب لعل تو، زاهد صد ساله را

جانب دیر مغان، برده زطوف حرم

دور جهان را بقا، نیست بیا ساقیا

باده پیاپی بده، وقت شمر مغتنم

تا کی غم می خوری، باده بنوش ای رفیق

که هیچ جز وصف جام، نمانده باقی به جم

آن چه زدیوان غیب، گشته مقرر نخست

هیچ به تدبیر ما، می نشود بیش و کم

طی طریق طلب، کردن ناید زما

را بود آتشین، ما همه مومین قدم

پشت سپهر برین، خمیده دانی ز چیست

پی سجود در، شه ملایک خدم

ابن عمّ مصطفی، دست بلند خدا

که برتر از نُه سپهر زده ز رفعت علم

شها چو چهر تو را، نگاشت نقاش صنم

بر خود تحسین نمود، بر رخ خوب تو هم

نسبت ذات تو را، به ماسوا، کی توان

نزد وجودت بود، کون مکان چون عدم

موجب ردّ و قبول، حبّ تو بغض تو است

ختم شد اینجا کلام، شها و جفّ القلم

مدح تو را اگر «محیط» چنان که باید نمود

گوید و گردد به کفر، چو غالیان متّهم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و زیبایی معشوقه اشاره دارد و به نوعی تقابل بین ایمان و کفر را مطرح می‌کند. شاعر به خاطر عشق به معشوقه‌اش، دلبستگی‌های دنیوی را کنار گذاشته و به توصیف زیبایی او می‌پردازد. او عشق به معشوق را هم‌چون قبله‌ای مقدس می‌داند و می‌گوید که حتی زاهدان صدساله نیز تحت تاثیر این عشق قرار گرفته‌اند. شاعر با اشاره به بی‌ثباتی دنیا و لزوم نوشیدن باده (نماد لذت و شادی) از غم و اندوه می‌گوید. او همچنین به مقام و شأن معشوقه‌اش اشاره کرده و به این نتیجه می‌رسد که عشق به او می‌تواند باعث رد و قبول افراد شود. این شعر به زیبایی و عمق احساسات انسانی در برابر عشق و جاذبه‌های آن اشاره دارد.