شمارهٔ ۸ - موشّح به مدح باقر علوم النبیّین حضرت امام محمد باقر علیه السلام محیط قمی
محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
به بزم قرب حجابی به غیر دوست ندیدم
چو زین حجاب گذشتم به وصل دوست رسیدم
ز لوح دل چو زدودم غبار ظلمت کثرت
جمال شاهد وحدت به چشم خویش بدیدم
ز کام خود بگذشتم به خواهش دل جانان
رضای خاطر او بر مراد خویش گزیدم
ز غیر دوست رمیدن بود طریقه ی عاشق
عجب مدار اگر من زخویشتن برمیدم
به دور نرگس مخمور لعل باده پرستت
وداع عقل به گفتم طمع زهوش بریدم
به یمن همت عشقت چه قیدها بشکستیم
ز شور جذبه ی شوقت چه خرقه ها که دریدم
ترا به خلوت دل بوده منزل و من غافل
به هرزه در طلبت گرد هر دیار دویدم
به عالمی نفروشم غم محبت جانان
که این متاع گرامی به نقد عمر خریدم
بسان نرگس شوخت مدام سرخوش و مستم
از آن زمان که زلعلت شراب شوق چشیدم
کمان عشق که گردن کشیدنش نتواند
به یک اشاره ی ابروی دلکش تو کشیدم
به جز محمد و آلش زکس امید ندارم
به کامرانی جاوید زین امید رسیدم
ز خاک درگه پنجم امام رفت حدیثی
شمیم روضه ی رضوان زشش جهت بشنیدم
محمّد بن علی باقرالعلوم شه دین
که داغ بندگیش از ازل به جبهه کشیدم
به عرض حال چه حاجت بود که هست یقینم
که واقف است به درد نهان و رنج پدیدم
«محیط» در حق من ظنّ بد مبر به خرابی
که مست باده ی عشق شهم نه مست نبیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و نزدیکی به معشوق است. شاعر ابتدا از حجابهای دنیا و موانع عشق میگوید و اینکه چگونه با گذشتن از این حجابها به وصال دوست میرسد. او تأکید میکند که برای به دستآوردن عشق، از خواستههای شخصیاش میگذرد و رضایت معشوق را بر میگزیند. شاعر به عشق و شور و شوقی که تجربه کرده اشاره میکند و از قید و بندهایی که در راه عشق شکسته یاد میکند. او به اهمیت عشق پیامبر و اهل بیت او اشاره کرده و بر این باور است که آرامش و جاودانگی را تنها در محبت آنها خواهد یافت. در نهایت، او نسبت به دردهای خود اطمینان دارد و آن را به عشق و مستی نسبت میدهد، اطمینان میدهد که دلسوختگیاش ناشی از سستی نیست.