نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵ - موشّح و مختوم به مدح شاه اولیاء علیه السلام محیط قمی

محیط قمی / هفت شهر عشق / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بَرِ رُخ تو حرام است روی گُل دیدن

به پیش زلف تو جعد بنفشه بوئیدن

به نزد تنگ دهانت، به غنچه دل بستن

خطاست شرط کمال است، نکته سنجیدن

نموده وام، صراحی گریستن از من

چنان که جام زلعل لب تو خندیدن

تو شمع محفل انسی و وقت دادن جان

خوش است گرد تو پروانه وار گردیدن

برنجم از تو بتیغم، اگر زنی ای دوست

که نیست شیوه ی عاشق، زیار رنجیدن

به غیر ساتر و ستار، اسم اعظم نیست

که بهترین صفات است، عیب پوشیدن

مراد خاطر مولی طلب، چو بنده شدی

که نیست حد تو، رد کردن و پسندیدن

بساط عیش مچین در بسیط خاک که چرخ

نچیده دست گشاید، برای برچیدن

مرو به عشق بتان، ای که باک جان داری

که کار بوالهوسان نیست، عشق ورزیدن

حذر ز نفس پرسی نما که افزون است

گناه نفس پرسی، ز بت پرستیدن

نموده اند بدین شیوه عارفان تسلیم

که حاصلی ندهد، غیر رنج کوشیدن

«محیط» هرچه به گوید به جز ثنای علی

مدار گوش که فرض است، لغو نشنیدن

علی چو دست و لسان خدای و عین خدا است

علی پرستی باشد، خدا پرستیدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد و تصریح می‌کند که دیدن زیبایی‌های دیگر در مقابل جمال معشوق ناپسند است. او از عمق عشق و وابستگی به معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که غم و رنج نیز بخشی از عشق واقعی است. همچنین، بر اهمیت پوشاندن عیوب و صفات خوب اصرار می‌کند و به عشق حقیقی و پایدار اشاره دارد که نسبت به عشق مجازی و هوسرانی تفاوت دارد. در انتها، شاعر علی (ع) را تجلی خداوند معرفی می‌کند و بر پرستش او تأکید می‌کند.