قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - وله ایضا فی مدح اخوته محمد ممن سلطان ترکمان محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به عنوان عیادت ساخت مقدار مرا افزون
فلک مقدار ذی عزت عزیز حضرت بیچون
محمد مؤمن آن فخر سلاطین کز وجود او
زهی در چشم دقت اشرف است و ارفع از گردون
نهد مساح و هم اندر قیاس ساحت قدرش
ز ملک احتمال و عالم امکان قدم بیرون
ندانم چون سرایم وصف شان و شوکت او را
که اینجا ساز سلطانیست با شاهی به یک قانون
چو کردند از غنا عرض تجمل سایلان او
فروشد در زمین از انفعال کمزری قارون
گر از وادی استغناش بر هامون وزد بادی
سزد کز بینیازی ناز بر لیلی کند مجنون
ندیدم دهر پردازی به احسانش که گر از وی
دو عالم سایلان خواهند یک عالم شود ممنون
اگر یک لمحه پردازد به حرب آن خسرو گردان
شود از موج خون دشمنان شبدیز او گلگون
سزد گر بیش ازین فلک از جای برخیزد
چو تیغش آسمان پیوند سازد موجهای خون
در آفاقیم بیهمتا ز لطف واحد یکتا
در استعداد من در شعر و در حکمت هم افلاطون
سرافرازا به پایت ریختن لایق نمیدانم
مگر گنجی که از گنجینهٔ قارون بود افزون
ولی از محتشم آن پیشکش کاید به کار تو
مناسب نیست الانقد نظمی چون در مکنون
که در چشم و دل طبع سخندان تو میدانم
که از صد بیت پر زینت کم یک بیت پر مضمون
نه تنها از برای زینت و زیب کلام خود
ثنایت را ذویالافهام میگردید پیرامون
کنند از نظم پر در کفهٔ میزان مدحت را
اگر جن و ملک را چون بشر طبعی بود موزون
ز لطف پادشاه لمیزل امید میدارم
که سازد دولت دیر انتقامت را ابد مقرون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش شخصیت و مقام محمد مؤمن، کسی که به عنوان فخر سلاطین شناخته میشود، پرداخته است. شاعر با وصف ویژگیهای او، از عظمت و شوکتش سخن میگوید و بیان میکند که قدرت و ثروت او تنها در زمین به دست نیامده بلکه دارای شکوهی خاص است که از عالم بالا سرچشمه میگیرد. شاعر به توصیف نیکوکاری و بخشندگی او پرداخته و میگوید که اگر حتی کمکی از او حاصل شود، دو عالم را مدیون خود میکند. سپس، شاعر اشاره میکند که قدرت او به حدی است که اگر در جنگ بجنگد، دشمنانش را به خون میغلتاند و به شکلی بینظیر است. او میگوید که تواناییهای او در شعر و حکمت نیز بسی فراتر از افلاطون است و هیچ هدیهای را برابر با ارزشهای او نمیداند. شاعر به این نتیجه میرسد که امید به لطف الهی همواره با او خواهد بود و دولت آن شخص شایسته را ابدی میبیند. به طور کلی، این شعر نمایانگر ابراز ارادت و عظمت شخصیتی است که شاعر به آن اشاره میکند.