نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۶ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بی‌پرده برآئی چو به صحرای قیامت

خلد از هوس آید به تماشای قیامت

هنگامه بگردد چو خورد غلغلهٔ تو

بر معرکه معرکه آرای قیامت

در حشر گر آید نم رحمت ز کف تو

روید همه شمشیر ز صحرای قیامت

در قتل من امروز مبر خوف مکافات

کاین داوری افتاد به فردای قیامت

بنشین و مجنبان لب عشاق که کم نیست

غوغای قیام تو ز غوغای قیامت

پروردهٔ تفتندهٔ بیابان تمنا

جنت شمرد دوزخ فردای قیامت

فرداست دوان محتشم از دست تو در حشر

با صد تن عریان همه رسوای قیامت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف روز قیامت و حال‌وهوای آن می‌پردازد. شاعر تأکید می‌کند که در آن روز، همه چیز به وضوح و بدون پرده‌پوشی خواهد بود و انسان‌ها به حساب و کتاب اعمالشان خواهند رسید. در این صحرای قیامت، هر نوع شادی و غم قابل مشاهده است و عشق و هوس نیز در این فضا بارز می‌شود. شاعر به عواقب کارهایش می‌اندیشد و می‌گوید که امروز در مرتکب شدن به گناه ترس نداشته باشد، زیرا حسابرسی نهایی در قیامت خواهد بود. او به عشق و شور و شوق خویش اشاره می‌کند و می‌گوید که غوغای قیامت در برابر عشقش کمرنگ خواهد بود. در نهایت، او به رسوایی‌های روز قیامت و بی‌پناهی انسان‌ها اشاره می‌کند.