نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ - مرثیه محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خورشید اوج حسن محمد امین که بود

روشن ز رویش آینهٔ آفتاب و مه

وز کثرت مرور شهور و سنین نداشت

کاهش به ماه طلعتش از هیچ باب ره

ناگه گرفته شد به کسوف اجل جهان

کافاق را ز تیرگیش روز شد سیه

پیر خرد ز مرگ جهان سوز او چو کرد

در ظلمت زمانه ماتم نشین نگه

از سوز دل تهیهٔ تاریخ کرد و گفت

عالم شده به مرگ محمد امین سیه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره محمد امین، شخصیتی با حسن و زیبایی فراوان است که نورش مانند آفتاب و ماه درخشان بوده است. با وجود گذشت زمان و سال‌ها، زیبایی‌اش کاهش نیافته است. اما ناگهان مرگ او به وقوع پیوسته و جهان را تاریک کرده است. پیر خردمندی از شدت اندوه به سوگ نشسته و با دل‌سوزی به نوشتن تاریخ مرگ محمد امین پرداخته و از این واقعه به شدت متاثر شده است.