نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زهی بر حشمت گردون اساست

ز حیرت دیدهٔ افلاک خیره

به من لطف دی و امروزت آخر

چه باشد گر بود بر یک و تیره

نمائی گر به جای لطف موعود

عطائی از عطایای صغیره

شود جود تو را مقدار ناقص

شود طبع تو را آهسته تیره

قضای حاجت من گر ثوابست

برای روز بد بادت ذخیره

دراز بخت من ناکس گناهست

گناهی میکنی باری کبیره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عظمت خداوند و تأمل در قدرت و لطف او می‌پردازد. شاعر از حیرت و شگفتی خود در برابر آسمان‌ها و عظمت خالق می‌گوید و تأکید می‌کند که اگر هنوز لطف و عطای خاصی از جانب خدا بر او نرسیده، وجود عطایای کوچک نیز اهمیت دارد. او به کمبودها و نواقص خود اشاره می‌کند و این که اگر بخواهد دعا و درخواست خود را پیش خدا ببرد، باید در نظر داشته باشد که اعمالش چه تأثیری بر سرنوشتش دارد. در نهایت، شاعر از گناهان و ناکامی‌های خود در زندگی سخن می‌گوید و آن‌ها را به عنوان موانع در مسیر خود بررسی می‌کند.