نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۸ - وله ایضا محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر نفس می‌کرد چون از تاب مرگ

رشتهٔ عمر عزیزی کو تهی

هر زمان میشد چو از دست اجل

پیکری در خاک چون سرو سهی

با وجود طفلی از اوضاع چرخ

یافت سید نعمت الله آگهی

با برادر همرهی کرد اختیار

وز توجه کرد قالب را تهی

فکر تاریخش چو گردم عقل گفت

کرد سید با برادر همرهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تأمل و نگرانی شاعر در مورد مرگ و زندگی است. شاعر به لحظات پایان عمر عزیزان اشاره می‌کند و می‌گوید که هر بار که مرگ به سراغ کسی می‌آید، رضایتی نیست مگر پیکری که در خاک جا می‌گیرد. سید نعمت الله با وجود شرایط سخت و متغیر زندگی، آگاهی پیدا می‌کند و با برادرش به همکاری و اتحاد می‌پردازد. در نهایت، شاعر به تامل در تاریخ و فکر عمیق خود اشاره می‌کند که او را به اقدام کردن و همکاری با برادرش وادار کرده است.