شمارهٔ ۲۲ - وله ایضا محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خان حاتم دل جم جاه که جبار جلیل
هرچه از بدو ازل داد باو نیکو داد
از زرو گنج ملوک آن که به صد بنده دهند
آن سخن سنج به یک بنده مدحت گو داد
بود از دولت آن مالک مملوک نواز
هرچه ما بی درمان را ز فواید رو داد
بهر نقدی که درین وقت به از گنجی بود
منت از شاه کشیدیم ولی زر او داد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره خان حاتم دل جم و ویژگیهای مثبت او صحبت میکند. او شخصیتی بزرگ واعتماد به نفس دارد که از ابتدا همراه با نیکیها بوده است. در مقایسه با ثروتهای پادشاهان، او یک بنده را با مدحهایش میسنجد و از لطافت روح و مهربانیاش سخن میگوید. همچنین، از مطلوبیت و خیرخواهی او برای همه صحبت میشود و در نهایت اشاره میشود که هر چه از شاه دریافت شده، بیشتر ناشی از لطف و بخشش اوست تا ثروت واقعی.