نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸ - وله ایضا محتشم کاشانی

محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

فارس میدان معنی حامدی بی‌نظیر

آن که بود از بدو فطرت از سخندانان تمام

طبعش از شوخی چو میلی داشت از اندازه بیش

با رخ گلفام و چشم شوخ و قد خوش خرام

شد مریض عشق و دردش بس که بی درمان فتاد

می‌کشیدش خوش از کف توسن مستی لگام

در قیام این قیامت دل گمانی برد و گفت

دور گوئی شد بهی زان شاعر شیرین کلام

چون یقین گشت این گمان از گفتهٔ موزون دل

بهر تاریخ او برون آمد دو تاریخ تمام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف شخصیتی به نام حامدی می‌پردازد که از بدو خلقت خود، صاحب نبوغ و سخنوری بی‌نظیر است. او با طبع شوخ و ظاهری زیبا، دچاری از عشق شده که درد او بی‌درمان است. شخصیت حامدی در حالتی شادی‌بخش و خمارانه به سر می‌برد و در موقعیتی خاص، به نوعی قیامت و حیرت اشاره دارد. در نهایت، با تحولی در درون خود، او به نوعی تاریخ‌ساز می‌شود و آثارش به ثبت می‌رسد.