شمارهٔ ۹ - وله ایضا محتشم کاشانی
محتشم کاشانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مردم چشم جهان بین پدر
آن که نادیده جهان رفت به خواب
غنچهٔ باغ جهان شاه علی
طفل نامجرم ایمن ز عذاب
کاندرین باغ ز خوشبوئی او
گلی از چهره نیفکند نقاب
تا که از گلشن دوران بردند
سوی گلزار بهشتش بشتاب
هرکه تاریخ وفاتش جوید
گل خوشبوی درآرد به حساب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی پدر و بزرگانی است که با مرگشان به خواب ابدی رفتند و در عین حال به زیبایی و خوشبو بودنشان اشاره دارد. باغی که در آن زندگی میکنند نماد بهشت است و میگوید که حتی در جهان پس از مرگ نیز، یاد و خاطرهی آنها به شکل گلهای خوشبو باقی میماند. کسانی که تاریخ وفات این بزرگواران را جستجو میکنند، در حقیقت به یادآوری آن گلهای زیبا میپردازند.