نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵ مشتاق اصفهانی

مشتاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نه در سر غیر سودای تو باشد

نه در دل جز تمنای تو باشد

فلک ابری ز دریای تو باشد

زمین‌گردی ز صحرای تو باشد

نشان کلفت رندان درین بزم

ز صاف و درد مینای تو باشد

بکس غیر از تو نگشایم در دل

که جای غیر یا جای تو باشد

تویی کارایش عالم چو خورشید

ز حسن عالم آرای تو باشد

زلیخا و غم یوسف خریدن

مرا سودای سودای تو باشد

رخ زیبای ماه آسمانی

کجا چون روی زیبای تو باشد

قد رعنای سرو بوستانی

کجا چون قد رعنای تو باشد

دلی دارد درون سینه مشتاق

که لبریز از تمنای تو باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق به معشوق است. شاعر بیان می‌کند که هیچ چیزی جز فکر و آرزوی معشوق در دل و ذهن او وجود ندارد. او حتی دنیا و آسمان را به یاد معشوق توصیف می‌کند و تأکید می‌کند که کسی دیگر را در دل خود راه نمی‌دهد. زیبایی و جلوه معشوق را با زیبایی چیزهای دیگر مقایسه کرده و نشان می‌دهد که هیچ‌چیز به پای او نمی‌رسد. در نهایت، دلی مشتاق و لبریز از عشق به معشوق را با حالت و احساسات خود توصیف می‌کند.